تبلیغات
تجارب آموزشی - آمادگی‌های لازم برای معلم پیش از آغاز اولین جلسه‌ی كلاس

تاریخ:دوشنبه 8 اسفند 1390-10:59 ق.ظ

آمادگی‌های لازم برای معلم پیش از آغاز اولین جلسه‌ی كلاس

 


 

           انجام فرایند آموزش، پیش از برقراری رابطه‌ی عاطفــی با دانش‌آمـوز ممكــن نیست و برقــراری‌این‌ رابطـــــه بـــدون شناخت وی محال است.

 

كسب اطلاعات لازم در مورد دانش‌آموزان

 

بهتر است هر معلم، پیش از حضور در اولین جلسه‌ی كلاس، برای نخستین برخورد خود با دانش‌آموزان برنامه‌ریزی كرده و با آمادگی‌های لازم وارد كلاس ‌شود. یكی از موارد آمادگی، كسب اطلاعات اجمالی از وضعیت تك‌تك دانش‌آموزان است. اطلاعاتی از قبیل موارد زیر می‌تواند در برقراری روابط بهتر دانش‌آموز و معلم مؤثر باشد:

1 ـ  نام و نام خانوادگی كامل و دقیق دانش‌آموزان: پیش از ورود به كلاس بهتر است كه نام و نام‌خانوادگی كامل و دقیق دانش‌آموزان را از دفتر آموزشگاه بگیریم و تلفظ درست مواردی را كه احتمال دارد به درستی ندانیم از دیگر همكاران سؤال كنیم و یا حتی در كتاب‌های مرجع[1] ـ كه معمولاً در اكثر مدارس در دسترس است ـ تلفظ صحیح آن را پیدا كنیم، چرا كه هیچ چیز بیشتر از تلفظ نادرست ـ و یا گاهی خنده دار ـ نام و نام‌خانوادگی یك دانش‌آموز نمی‌تواند منجر به برداشت بد دانش‌آموز از معلم در جلسه‌ی اول شود. از سوی دیگر چون نام و نام‌خانوادگی برخی دانش‌آموزان ممكن است از تركیب دو یا چند كلمه تشكیل شده باشد كه استفاده از همه‌ی آن‌ها در كلاس لازم نیست، معلم باید با دقت در این تركیبات، و با شناخت ذوق و سلیقه‌ی دانش‌آموزان، از بهترین و خوشایندترین قسمت آن برای خطاب دانش‌آموز در كلاس استفاده كند. چنان‌چه باز هم در انتخاب مردّد است، می‌تواند در جلسه‌ی اول از دانش‌آموزان بخواهد كه خود را معرفی كنند، در این صورت و با استفاده از نحوه‌ی معرفی دانش‌آموز، می‌توان به حساسیت او در زمینه‌ی نحوه‌ی بیان نام و نام‌خانوادگی‌اش در كلاس پی برد و در صورتی كه تلفظ درست نام دانش‌آموز هنوز برای معلم روشن نشده باشد از این روش می‌توان برای تلفظ درست نام وی هم استفاده كرد.

2 ـ  بیماری‌های خاص دانش‌آموزان: معلم پیش از حضور در اولین جلسه‌ی كلاس، باید از بیماری‌های احتمالی دانش‌آموزان اطلاع پیدا كند، زیرا بعضی از دانش‌آموزان به علت بیماری و یا برخی از مشكلات نیازمند توجه ویژه‌ی معلم هستند.[2] البته بهترین راه به دست‌آوردن اطلاعات در این مورد  دفتر آموزشگاه است كه اغلب این موارد را در فرم‌های ثبت نام از دانش‌آموز و اولیای وی سؤال می‌كند و ناگفته پیداست كه معلم در این گونه موارد باید رازداری امین بوده و به هیچ عنوان، این مسایل نباید در كلاس و در حضور سایر دانش‌آموزان مطرح شود.

روشن است كه بی اطلاع بودن معلم از این نوع مشكلات برخی دانش‌آموزان ممكن است باعث ایجاد صحنه هایی ناراحت كننده در كلاس شود، به خاطره‌ی زیر كه نمونه‌ای از این مشكلات است، توجه فرمایید:

  « در اسفند ماه سال 1354، پس از اتمام خدمت سربازی با درجة گروهبانی و به صورت پیمانی به استخدام آموزش و پرورش درآمدم. هیچ دورة روش تدریس هم ندیده بودم. با این حال، پس از دریافت ابلاغ تدریس، در كلاس پنجم یكی از روستاهای شمال كشور مشغول تدریس شدم.

مدیر مدرسه، با تأكید بر این‌كه این كلاس، یك ماهی است كه معلم ندارد و شما باید در كارتان جدی باشید، مرا به كلاس راهنمایی كرد. درس آن جلسه، ریاضی بود و من كه حال و هوای خشن گروهبانی ارتش را هنوز از دست نداده بودم،كارم را به طور جدی آغاز كردم. چند تمرین روی تختة كلاس نوشتم و از چند دانش‌آموز خواستم كه آن را حل كنند. هیچ كدام موفق نشدند. چشمم به دانش‌آموزی افتادكه سرش را پایین انداخته بود. از او خواستم پای تخته بیاید و تمرینی حل كند، با كمال تعجب دیدم كه امتناع می‌ورزد. چند بار تأكید كردم، ولی او همچنان سر جای خود نشسته بود و تكان نمی‌خورد. این امر بر من گران آمد كه دانش‌آموزی در اولین جلسه در حضور سایر دانش‌آموزان از دستور من سرپیچی كند. با عصبانیت به طرف او یورش بردم تا دستش را بگیرم و بلندش كنم. در این حال، یكی از دانش‌آموزان با صدای بلند گفت: «آقا! پاهایش! »

نگاهم به پای آن دانش‌آموز افتاد دیدم كه فلج است. در جای خود میخكوب شدم و عرق شرم به پیشانی‌ام نشست.

این خاطره تلخ‌ترین خاطرة من از شغل معلمی است. به این سبب، همیشه در اولین جلسه، دانش‌آموزان را از نظر سلامت بدنی كنترل می‌كنم تا دیگر چنین حادثه‌ای پیش نیاید.»[3]

3 ـ شغل والدین: اطلاع معلم از شغل والدین دانش‌آموزان در  بهبود روابط آنان مفید است، البته در سال‌های اخیر و به دنبال كمبود منابع مالی لازم برای اداره‌ی مدارس، مسؤولین مدارس شغل والدین ـ و به خصوص پدر دانش‌آموز ـ را نیز در فرم‌های ثبت نام مورد سؤال قرار می‌دهند، تا در مواقع نیاز بتوانند از تخصص‌ها یا امكانات مالی و آن‌ها برای كمك به مدرسه استفاده كنند، ولی دقیقاً به همین علت در برخی موارد اطلاعات ارائه شده به مدرسه از طرف دانش‌آموز و اولیای وی ممكن است كه مطابق با واقع نباشد در حالی كه اطلاع معلم كلاس، فقط از این منظر قابل استفاده است كه مبادا وی دركلاس و در حین توضیح درس و ، مطلبی را بیان كند كه به طور مستقیم یا غیرمستقیم و در اشاره به شغل، نقص و یا حالتی خاص،كه شاید در والدین دانش‌آموز وجود داشته باشد، موجب ناراحتی وی شود و در صورتی كه چنین اتفاقی رخ دهد، به طور قطع دانش‌آموز نسبت به معلم نگرشی منفی خواهد یافت.       

4 ـ مشكلات خاص خانوادگی: اطلاع معلم از خصوصیات و مشكلات خانوادگی خاص دانش‌آموز می‌تواند نقش مهمی در برقراری روابط عاطفی معلم با دانش‌آموز داشته باشد. مسایلی از قبیل این‌كه دانش‌آموز چند برادر و خواهر دارد،  فرزند چندم خانواده است؟ آیا والدین او در قید حیات هستند؟ آیا وی با پدر و مادر اصلی خود زندگی می‌كند و یا نامادری و ناپدری دارد؟ و... ونیز اطلاع از وضعیت مالی خانواده‌ی دانش‌آموز می‌تواند در برخوردهای احتمالی معلم با دانش‌آموز مثمرِثمر باشد.[4]ممكن است برخی از همكاران تصور كنند كه كسب اطلاع در این موارد از جمله وظایف كادر اجرایی آموزشگاه ـ مشاور، مربی پرورشی و ... ـ است. در حالی كه اطلاع از این موارد می‌تواند كمك بزرگی به معلم حتی در تدریس بهتر باشد.

                

آماده كردن مطالبی برای ارائه در اولین جلسه‌ی كلاس

 

یكی از مشكلات فعلی در آموزش و پرورش، عدم وجود برنامه‌ریزی دقیق هفتگی در برخی از مدارس است كه به این ترتیب گاهی تا چند روز و حتی شاید تا یك هفته و بیشتر ازآغاز سال تحصیلی، هنوز برنامه‌ی هفتگی و درسی هر معلم به طور دقیق آماده نشده است و یا ممكن است كه دانش‌آموزان و  مدرسه هنوز كتاب درسی تهیه نكرده باشند،[5] به همین دلیل شاید معلم در جلسه ـ یا جلسات ـ اول سال‌تحصیلی نتواند به موضوع درس خود بپردازد و حتی در برخی موارد كه مشكلی از این نظر وجود ندارد، شاید دانش‌آموزان به عللی آمادگی لازم برای شروع درس را نداشته باشند، در حالی كه به خوبی روشن است كه بسیاری از قضاوت‌های دانش‌آموزان در مورد معلم، در حقیقت در همان جلسات اول شكل می‌گیرد و به این ترتیب شاید برخی از دانش‌آموزان تصور خوبی از معلمی كه با بلاتكلیفی در روزهای آغازین سال‌تحصیلی در كلاس حاضر شده و هر آن، منتظر نواخته‌شدن زنگ تفریح و خروج از كلاس است نداشته باشند و درست به همین علت است كه معلم آگاه باید برای اولین جلسه‌ی خود با هر كلاس برنامه روشن و مشخصی داشته باشد، تا ضمن به هدر نرفتن وقت خودش و دانش‌آموزان، تصویر خوب و روشنی از خود در ذهن دانش‌آموزان باقی گذارد. البته بسیاری از معلمین، بنا به ذوق و سلیقه، و نیز با توجه به رشته‌ی تدریس خود موضوعاتی را برای مطرح كردن در جلسه‌ی اول هر كلاس در نظر دارند، ولی برای راهنمایی آن دسته از همكارانی كه در سال‌های آغازین خدمت هستند، راه‌های پیشنهادی زیر می‌تواند، مفید واقع شود.



 

1 ـ ارائه‌ی مطالبی در مورد فواید تحصیـل،

با استفاده از نظرات دانش‌آموزان

 

1 - یكی از مطالبی كه با توجه به موقعیت مكانی می‌تواند برای مطرح كردن با دانش‌آموزان در اولین جلسه مناسب باشد، بحث در مورد فواید كلی تحصیل است. زیرا به نظر می‌رسد كه یكی از مواردی كه باعث اُفت كیفیت آموزشی در مدارس شده است، عدم علاقه‌ی دانش‌آموزان به تحصیل است چون برخی از آنان ـ به ویژه در دوره‌ی راهنمایی به بعد ـ بر این باورندكه تحصیل نه تنها آینده‌ی آنان را تأمین نمی‌كند، بلكه فرصت‌های فعلی را نیز از دست آن‌ها می‌گیرد و این موضوع به طور كلی، اما با شدت و ضعف متفاوت، در مناطق مختلف به چشم می‌خورد. در این رابطه می‌توان از مطالب زیر و یا سایر مطالبی كه معلمین با توجه به تجارب شخصی خود دارند، با دانش‌آموزان در مورد فواید تحصیل ـ البته در حدود درك و فهم، و با توجه به محدوده‌ی سنی آنان ـ صحبت كرد و چنان‌چه دانش‌آموز در این مورد به درستی قانع شود كه تحصیل، ـ صرف نظر از جنبه ی مادی آن ـ می‌تواند در آینده‌ی او تأثیر مثبتی داشته ‌باشد به طور قطع با عشق و علاقه‌ی بیشتری به یادگیری دروس می‌پردازد.

دانش‌آموز باید بداند كه تنها فایده‌ی تحصیل، اشتغال او در آینده نیست و افراد تحصیل‌كرده تفاوت‌های زیادی در نوع و شیوه‌ی زندگی با اشخاص بی‌سواد و كم‌سواد دارند، و از این‌گونه تفاوت‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

الف ـ افراد با‌سواد با توجه به اطلاعات عمومی بیشتری كه دارند، كمتر به دام مشكلات می‌افتند. با كمی دقت در آمار بزهكاران و كسانی كه مرتكب جرایمی از انواع مختلف سرقت، اعتیاد، قتل و شده‌اند، مشخص می‌شود كه سهم بالایی از آمار متعلق به گروه‌هایی است كه از سطح سواد پایین‌تری برخوردارند. یك صاحب نظر در مسایل اجتماعی در رابطه با تأثیر میزان تحصیلات در ارتكاب به قتل می‌نویسدكه: « از عوامل مؤثر بر قتل بی‌سوادی است. در قالب تئوری كلی، بی‌سوادی سبب عدم آشنایی با شیوه‌های رایج حل اختلاف می‌شود و باعث افزایش تعداد قتل این گروه در مقایسه با باسوادان می‌گردد.»[1] هر چه سطح تحصیلات بالاتر باشد امكان ارتكاب جرم پایین‌تر است و دلیل این امر نیز این است كه افرادی كه سطح تحصیلات بالاتری دارند:

اولاً : با آشنایی كه با قوانین دارند، معمولاً بهترین راه را برای رسیدن به مقصود خود به كار می‌گیرند و مثلاً كمتر اتفاق می‌افتد كه شخصی كه دارای سطح تحصیلات بالایی باشد برای وصول طلب خود از كسی راه‌های قانونی را رها كرده و به ضرب و شتم طرف مقابل بپردازد.

ثانیاً : افراد تحصیل‌كرده با اطلاعات مختلف و شناختی كه دارند، در مواجهه با مسایل مختلف به عاقبت كار می‌اندیشند و به عنوان مثال، در هنگام خرید و فروش با دقت بیشتری به تنظیم قرارداد می‌پردازند و به همین دلیل احتمال بروز مشكل قانونی برای آنان كمتر است.

 ثالثاً : چون اكثر افراد تحصیل‌كرده از نظر مالی معمولاً در حالتی قرار نمی‌‌گیرند كه تمام راه‌ها برروی‌شان بسته شود، بنابر‌این احتمال ارتكاب جرم  به دلیل مشكلات مالی تحمل‌ناپذیر ـ كه در برخی موارد از سوی كم‌سوادان اتفاق می‌افتد ـ در مورد آنان بسیار كمتر است. ممكن است برخی دانش‌آموزان به تعداد فارغ‌التحصیلان بیكاری اشاره كنند كه مشكــل اشتغال دارند، ولی باید توجه آنان را به این نكته جلب كرد كه درست است كه شاید برخی از فـارغ‌التحصیلان دانشگاهی به علت شرایط خاص كشور  نتوانند در مشاغلی كه متناسب با شرایط و توانایی‌های آنان است مشغول به كار شوند، اما احتمال بسیار كمتری وجود دارد كه شرایط موجود آنان را ناچار به انجام هر جرم و جنایتی كند.

ب ـ  افراد تحصیل‌كرده نسبت به افراد بی‌سواد و كم‌سواد از سطح بهداشت جسمی و روحی بهتری برخوردارند و با كمی دقت می‌توان تفاوت‌های مشهودی را در میان این اقشار مشاهده كرد؛ تفاوت‌هایی ازقبیل این‌كه هر چه سطح تحصیلات فردی بالاتر باشد، احتمال اعتیاد او به دخانیات كمتر است[2] یا این‌كه به طور كلی افراد دارای سطح تحصیلات بالا، نسبت به دیگران از ظاهر آراسته‌تری برخوردارند،[3]و درآمد خود را با برنامه و نظم بهتری خرج می‌كنند در حالی‌كه ممكن است در آمد آنان تفاوت زیادی با برخی از اقشاركم‌سواد نداشته باشد.

ج ـ افرادی كه دارای سطح تحصیلات بالا هستند، معمولاً در برقراری روابط سالم و منطقی در خانواده و به‌خصوص فرزندانشان از موفقیت بیشتری برخوردارند و در مقایسه با خانواده‌هایی كه والدین از سطح تحصیلات پایین‌تری برخوردارند، فرزندان آنان از سلامت روحی، روانی و جسمی بیشتری برخوردارند و حتی در مواردی كه مشكلی ـ اعم از درسی و ... ـ برای فرزندانشان پیش آید، بیشتر قادر به هم‌فكری و كمك به آنان در حل مشكل‌شان هستند.[4]دانش‌آموزان به راحتی می‌توانند با بررسی روابط فرزندان و والدین در خانواده‌هایی از دوستان و آشنایان‌شان كه سطوح تحصیلی متفاوتی دارند، به خوبی دریابند كه تحصیلات بالای والدین چگونه می‌تواند به فرزندانشان در داشتن آینده‌ای روشن‌تركمك كند حتی اگر ـ به فرض ـ آن‌ها نتوانسته باشند از تحصیلات‌شان برای یافتن شغلی پر درآمد بهره ببرند.

د ـ یكی دیگر از تفاوت‌های افرادی كه دارای سطح تحصیلات متفاوت هستند، در نحوه‌ی گذراندن اوقات فراغت آن‌هاست، كسانی كه دارای سطح تحصیلات و اطلاعات بالاتری هستند، راه‌های بیشتری برای گذراندن اوقات فراغت دارند، به عبارت دیگر افراد دارای سطح تحصیلات بالا برای گذران اوقات فراغت، هم می‌توانند اكثر كارهایی را كه افراد كم‌سواد یا بی‌سواد انجام می‌دهند، انجام دهند[5] و هم راه‌های دیگری نیز برای آنان وجود دارد، كه افراد بی‌سواد یا كم‌سواد از آن محرومند.[6] در نتیجه، بی‌كاری و بی برنامگی برای گذراندن اوقات فراغت كه در برخی موارد باعث آلودگی افراد به انحرافاتی از قبیل اعتیاد و ...  می‌شود در مورد آنان كمتر اتفاق می‌افتد.

 ه‍ ـ افراد تحصیل‌كرده، معمولاً از دوره‌ی پیری و سال‌خوردگی خود نیز لذت بیشتری می‌برند چرا كه در دوره‌ی پیری، ممكن است شخص به دلایل مختلف ـ از جمله بیماری ـ نتواند اوقات فراغت خود را در خارج از منزل بگذراند، و در نتیجه باید زمان نسبتاً زیادی از شبانه روز را در تنهایی به سر ببرد و این‌جاست كه تفاوت كسی كه قبلاً و در دوره‌ی جوانی ظرف ذهن خود را از علم پر كرده باشد، با دیگران مشخص می‌شود زیرا افرادی كه علم و اطلاعات كمتری دارند، در تنهایی احساس پوچی می‌كنند و به همین دلیل است كه در برخی خانواده‌ها می‌بینیم كه سال‌خوردگانی كه سطح سواد و اطلاعات آنان پایین است، به جای این‌كه محور وحدت خانواده بوده و راهنمایی جوانان را بر عهده بگیرند، متأسفانه خود به عامل تفرقه و نفاق در خانواده بدل می‌شوند چرا كه آنان فقط در اختلاف و تفرقه است كه خود را دارای هویت می‌بینند و در غیر این صورت احساس وجود نمی‌كنند، در حالی كه به عكس پیرانی كه دارای سطح تحصیلات و علم و اطلاعات بالایی هستند، از سویی خود به راحتی در گوشه‌ای مشغول مطالعه و كار های ذهنی و عملی در حد توانشان هستند و اصلاً گذشت زمان را احساس نمی‌كنند[7]و از سوی دیگر حتی فرزندان و نوه‌ها و دیگر اعضای فامیل خود را نیازمند اطلاعات و تجربه‌ی آن‌ها می‌دانند و به همین دلیل به هیچ عنوان  احساس پوچی و اضافی بودن در محیط خانواده را ندارند.[8]

معلم می‌تواند برای لمس عملی این موضوع دانش‌آموزان را راهنمایی كند كه در یك بیمارستان كه افراد فامیل برای عیادت از فردی سال‌خورده دور تخت وی جمع شده‌اند ـ و یا وقتی كه در اولین روز سال نو كوچك‌ترها به دیدن بزرگ خاندان می‌روند ـ دقت كنند و ببینند كه آیا محور، و به عبارتی مركز توجه جمع، شخص سال‌خورده است و یا عیادت آنان ـ و جمع شدن برای تبریك آغاز سال نو ـ تنها برای رفع تكلیف است و هر كس به كار خود مشغول است و توجهی به فرد سال‌خورده ندارند، و اگر میزان توجه كوچك‌ترها به سالمندان در موارد مختلف بررسی شود، آن‌گاه به خوبی می‌توان دید كه میزان توجه افراد فامیل به بزرگترهای سال‌خورده ارتباطی مستقیم با میزان علم و اطلاعات آنان دارد و در مواردی كه فرد سال‌خورده از اطلاعات و دانش و بیان خوبی برخوردار است، دیگران چنان جذب صحبت ها و مطالب شیرین و مفید آنان می‌شوند، كه گذشت زمان را احساس نمی‌كنند در حالی كه سال‌خوردگانی كه مطلبی برای عرضه ندارند، در میان جمع تنهایند و كسی به آنان توجهی ندارد، البته ذكر این مطلب یه عنوان تأیید چنین برخوردهایی نیست و هر مسلمانی به خوبی می‌داند كه احترام و تكریم سال‌خوردگان موجب لطف و رحمت الهی است و به ویژه احترام به والدین سال‌خورده بر هر كس واجب است، اما بهتر است كه ما از هم اكنون به فكر ایجاد شرایط مناسب برای آن دوره‌ی زندگی خود باشیم. 

2 ـ ارائه‌ی اطلاعاتی در مورد نحوه‌ی كلاس‌داری‌ معلم و انتظارات وی‌از دانش‌‌آموزان

 

یكی دیگر از مطالبی كه می‌توان در اولین جلسه‌ی كلاس به آن اشاره كرد و البته بسیار نیز لازم و ضروری است، انتظارات معلم از دانش آموزان ـ و البته بالعكس ـ می باشد. معلم می‌تواند در این جلسه مطالبی در مورد لزوم نظم و انضباط در كلاس و تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم آن در بهبود آموزش در كلاس برای دانش‌آموزان بیان كند و با آن‌ها در مورد نظم و قوانین انضباطی در كلاس به توافق برسد و بسیار خوب است كه در این مورد دانش‌آموزان نیز در تدوین مقررات سهیم باشند. ولی نكته‌ی مهم این‌جاست كه چنان‌چه معلم مواردی را به عنوان قوانین انضباطی اعلام كرده، و رعایت آن‌ها را از دانش‌آموزان بخواهد، باید به دقت در رعایت آن قواعد پافشاری و اصرار كند چون اگر دانش‌آموزان در موردی، عدم پی‌گیری معلم را ببینند، شاید به كلیه‌ی موارد دیگری نیز كه توسط وی اعلام می‌شود بی‌اعتنا شوند و از سوی دیگر معلم، خود نیز باید به آن مقررات عمل كند. چرا كه گفته‌اند: « احترام امام‌زاده را متولی نگه‌می دارد. » 

 

3 ـ ارزش‌یابی آغازین از دانش‌آموزان

 

بعضی از معلمین ترجیح می‌دهند كه در اولین جلسه‌ی كلاس، اطلاعاتی از وضعیت پایه‌ی درسی دانش‌آموزان خود پیدا كنند و به همین علت در اولین جلسه از آنان امتحان ـ به صورت شفاهی یا كتبی ـ به عمل می‌آورند. با این‌كه نگارنده این شیوه را حداقل برای اولین جلسه، به صلاح نمی‌داند اما با این‌حال چنان‌چه این امتحان با توضیحات معلم، و توجیه علت انجام امتحان، و نیز تذكر این نكته كه این نمره هیچ نقشی در نمرات مستمر آنان ـ و حتی نحوه‌ی قضاوت معلم درباره‌ی دانش‌آموزان ـ نخواهد داشت، می‌تواند مفید واقع شود. چون معلم در این صورت شناخت بیشتری از وضعیت تحصیلی دانش‌آموزان پیدا می‌كند، ولی در هر حال اگر انجام این آزمون، حداقل به جلسه‌ی دوم موكول شود و دانش‌آموزان از قبل در جریان انجام آن باشند مفیدتر است.

 

4 ـ معرفی خود به دانش‌آموزان

 

یكی از موارد ضروری در جلسه‌ی اول كلاس، این است كه معلم خود را به طور كامل، و با ذكر نكاتی كه برای دانش‌آموزان لازم یا جالب است، به آنان معرفی كند. مشاهده‌ی دانش‌آموزانی كه گاه حتی تا پایان سال تحصیلی، به درستی نام معلم خود را نمی‌دانند، وكوچك‌ترین اطلاعاتی در مورد او ندارند، نشان از عدم رابطه‌ی درست میان معلم و دانش‌آموز است. فراموش نكنیم كه همین آشنایی می‌تواند به برقراری روابط عاطفی میان معلم و دانش‌آموزان كمك كند.

 

5 ـ ارائه‌ی مطالبی در مورد شیوه‌های یادگیری و             

         مطالعه، با توجه به درس مربوط

 

از دیگر مطالبی كه می‌تواند وقتی از اولین جلسه‌ی درس را به خود اختصاص دهد، ذكر مطالبی در مورد چگونگی مطالعه و یادگیری درسِ مربوط است. زیرا برخی از دانش‌آموزان با این‌كه علاقه دارند دروس را به خوبی بیاموزند، اما در عمل و به علت عدم آگاهی از شیوه‌های مناسب مطالعه توفیق چندانی در این امر ندارند و بسیار مناسب است كه در اولین جلسه، معلم این دسته از دانش‌آموزان را با توجه به درس مربوط راهنمایی كند، البته با توجه به این‌كه هر دسته از دروس، روش خاصی را برای مطالعه و یادگیری دارند، در این‌جا نمی‌توانیم راهنمایی كلی در این مورد داشته باشیم، اما برخی از كتاب‌های مربوط به این موضوع می‌تواند راهنمای خوبی برای معلمین و دانش‌آموزان در این مورد باشند.[9] 

مطلب دیگری كه در رابطه با یك درس خاص در جلسه‌ی اول می‌توان به آن اشاره كرد ذكر نكات اصلی درس مورد بحث و اهداف كلی آن می‌باشد و این‌كه آیا دانش‌آموزان اطلاعی از موضوع درسی كه باید درآن سال تحصیلی مطالعه كنند دارند یا خیر؟ و هم‌چنین ارائه‌ی تاریخچه‌ی مختصرآن درس نیز می‌تواند برای دانش‌آموزان جالب باشد و نیز توضیح این نكته كه یادگیری آن درس چه كمكی می‌تواند در زندگی به آنان بكند، و به عبارت دیگر كاربرد عملی آن درس برای دانش‌آموزان چیست؟



نوع مطلب : عمومی  اخلاق